ترامپ در باتلاق یک جنگ طولانی و پرهزینه | نشانههای کلاسیک جنگ فرسایشی در تقابل آمریکا علیه ایران دیده میشود
به گزارش اقتصادنیوز، با گذشت بیش از دو ماه از آغاز جنگ علیه ایران، این سؤال در واشنگتن و محافل امنیتی آمریکا جدیتر از همیشه درحال مطرح شدن است؛ آیا آمریکا مجدد وارد یک جنگ بیپایان دیگر در خاورمیانه شده است؟ جنگی شبیه عراق و افغانستان که قرار بود کوتاه، محدود و تعیینکننده باشد اما سالها ادامه یافت و هزینههای سنگینی بر آمریکا تحمیل کرد.
نشانه های جنگ فرسایشی
جاناتان استه در سایت theconversation نوشت: در نگاه نخست، شاید پاسخ منفی به نظر برسد. افزایش قیمت نفت و گاز، فشار افکار عمومی آمریکا، مخالفت بخشی از کنگره و نگرانیهای اقتصادی ناشی از بحران تنگه هرمز، همگی دونالد ترامپ را برای پایان دادن به درگیری تحت فشار قرار دادهاند. اما بسیاری از تحلیلگران معتقدندکه اکنون نشانههای کلاسیک یک جنگ فرسایشی، در تقابل آمریکا و ایران در حال آشکار شدن است.
اقتصادنیوز: قدرتهای بزرگ اغلب در شرایط بنبست نظامی دچار اشتباهات راهبردی در تصمیمگیری میشوند. آنها بهجای ارزیابی دقیق هزینه و فایده، عواملی مانند حفظ اعتبار، ترس از عقبنشینی، یا تلاش برای توجیه هزینههای گذشته را وارد معادله میکنند. تجربه جنگ ویتنام نمونه بارزی از این اشتباهات است.
نمونه های تاریخی مقاومت
نویسنده مدعی شد: یکی از ویژگیهای اصلی جنگهای فرسایشی در تاریخ، مقاومت طرف ضعیفتر است؛ طرفی که بقا را مسئلهای حیاتی میداند و به همین دلیل حاضر است هزینههای سنگینی را تحمل کند.
نمونههای تاریخی متعددی از این وضعیت وجود دارد؛ از مقاومت مجاهدین افغان در برابر شوروی گرفته تا جنگ طولانی طالبان با آمریکا. در همه این موارد، قدرت برتر نظامی نتوانست اراده سیاسی و امنیتی طرف مقابل را در هم بشکند.
اکنون بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ایران دقیقا در همین چارچوب عمل میکند. تهران با وجود هزاران حمله هوایی آمریکا و اسرائیل نهتنها فرو نپاشید، بلکه توانست با بستن تنگه هرمز، حملات پهپادی و فشار بر خطوط انرژی، هزینههای اقتصادی سنگینی را به غرب تحمیل کند.
در حقیقت، ایران برای پیروزی کامل نمیجنگد؛ بلکه هدف اصلی آن مقاومت و جلوگیری از تحمیل شروط آمریکاست. همین مسئله باعث شده تا تهران در مذاکرات نیز موضعی سختگیرانه اتخاذ کند و برخلاف انتظار واشنگتن، نشانهای از تسلیم بروز ندهد.
کاخ سفید عامل طولانی شدن جنگ است؟
بخش مهمی از نگرانیها درباره تبدیل شدن جنگ در ایران به یک بحران بلندمدت، به شیوه تصمیمگیری در کاخ سفید بازمیگردد.
تحلیلگران معتقدند دولت ترامپ بهجای محاسبه دقیق هزینه و فایده، بیش از حد تحت تأثیر ملاحظات حیثیتی و نمایش قدرت قرار گرفته است. در چنین شرایطی، رهبران سیاسی معمولا عقبنشینی را نشانه ضعف تلقی کرده و حتی در صورت افزایش هزینهها، حاضر به تغییر مسیر نیستند.
در جنگ ویتنام، چهار رئیسجمهور آمریکا با همین منطق، سالها درگیر جنگی شدند که عملا امکان پیروزی در آن وجود نداشت. در افغانستان نیز آمریکا پس از دو دهه جنگ، در نهایت مجبور به خروج شد؛ در حالی که هزاران میلیارد دلار هزینه کرده بود.
تضاد واقعیت های میدانی
به باور منتقدان، نشانههای مشابهی اکنون در سیاست ترامپ نسبت به ایران دیده میشود. رئیسجمهور آمریکا همچنان بر پیروزی کامل و پذیرش شروط واشنگتن از سوی تهران تأکید میکند؛ در حالی که واقعیت میدانی نشان میدهد ایران توان ایجاد بحران در منطقه و اقتصاد جهانی را حفظ کرده است.
تلاش ناکام واشنگتن در هرمز
مهمترین ابزار فشار ایران در این جنگ، تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که بخش بزرگی از نفت و گاز جهان از آن عبور میکند.
بسته شدن عملی این مسیر باعث جهش قیمت انرژی، افزایش تورم جهانی و فشار شدید بر اقتصادهای غربی شده است. هرچند آمریکا تلاش کرده با عملیات دریایی و ایجاد ائتلافهای بینالمللی عبور کشتیها را از سر بگیرد، اما ناامنی در منطقه همچنان ادامه دارد.
همین مسئله باعث شده تا برخی از کارشناسان بگویند که ایران توانسته از جغرافیای خود بهعنوان یک مزیت استراتژیک استفاده کند؛ مزیتی که حتی برتری نظامی آمریکا نیز بهراحتی قادر به خنثی کردن آن نیست.
محدودیت سیاسی برای جلوگیری از تنش وجود ندارد
عامل دیگری که خطر طولانی شدن جنگ را افزایش میدهد، نبود محدودیتهای سیاسی جدی برای ادامه درگیری است.
در ایران، ساختار سیاسی به حکومت اجازه میدهد بدون فشار گسترده داخلی، جنگ را ادامه دهد. در آمریکا نیز کنگره تاکنون اقدام مؤثری برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ انجام نداده است.
هرچند برخی نمایندگان خواستار اجرای قانون اختیارات جنگی شدهاند، اما جمهوریخواهان همچنان از سیاستهای کاخ سفید حمایت میکنند و بعید است در کوتاهمدت مانع جدی برای ادامه عملیات نظامی ایجاد شود.
این وضعیت یادآور دوره پس از حملات ۱۱ سپتامبر است؛ زمانی که اختیارات گسترده دولت آمریکا به جنگهای طولانی در افغانستان، عراق و مناطق دیگر منجر شد.
راه خروج از بن بست کنونی چیست؟
با وجود همه این نشانهها، بسیاری از تحلیلگران معتقدند هنوز امکان جلوگیری از تبدیل شدن جنگ ایران به یک بحران دائمی وجود دارد؛ اما این مسئله نیازمند تغییر رویکرد واشنگتن است.
برخی کارشناسان پیشنهاد میکنند کنگره آمریکا دولت را ملزم کند هر ۳۰ روز گزارشی درباره هزینهها، اهداف و نتایج جنگ ارائه دهد و ادامه عملیات نظامی نیازمند رأیگیری مجدد باشد. چنین سازوکاری میتواند مانع از آن شود که آمریکا بدون برنامه روشن، وارد یک جنگ فرسایشی چندساله شود.
در نهایت، آنچه امروز در خاورمیانه جریان دارد تنها یک تقابل نظامی نیست؛ بلکه آزمونی برای سنجش محدودیتهای قدرت آمریکا در جهان جدید است. جنگی که قرار بود تهران را وادار به عقبنشینی سریع کند، اکنون باعث گرفتاری واشنگتن در باتلاق یک جنگ طولانی و پرهزینه شده است؛ جنگی که پایان آن همچنان نامشخص است.