نقشه امارات و اسرائیل برای آغاز جنگ جدید علیه ایران | دلفی: نگران ایرانِ قوی هستند | چین در موضوع هستهای با ما نیست
به گزارش اقتصادنیوز، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، با آتش بسی که قرار بود به مدت دو هفته باشد متوقف شد تا ایران و آمریکا در این مدت به مذاکره بنشینند و تکلیف جنگ و مسائل هسته ای را روشن کنند. مدت آتش بس همچنان ادامه پیدا کرده است. هرچند آتشی بین طرف های درگیر جنگ مبادله نمی شود، آن را صلح هم نمیتوان تلقی کرد. شرایط نه جنگ و نه صلح کشور را در یک بلاتکلیفی قرار داده و به نظر میرسد برای اداره کشور باید هرچه سریعتر از شرایط کنونی خارج شد.
روز چهارشنبه آکسیوس در خبری اعلام کرد ایران و آمریکا به تفاهم یک صفحهای بسیار نزدیک شدهاند، چند ساعت بعد طرف در ایران اعلام شد که پیشنهاد آمریکا در حال بررسی است.
در خصوص وضعیت کنونی اقتصادنیوز نظر ابوالقاسم دلفی سفیر پیشین ایران در فرانسه را جویا شده است.
او که معتقد است دست کم تا زمان سفر ترامپ به چین جنگی درنخواهد گرفت سفر عراقچی به پکن را بسیار مهم ارزیابی می کند و حتی معتقد است این سفر باید زودتر انجام می شد.
به اعتقاد این تحلیلگر مسائل بین الملل آمریکا از بسته بودن تنگه هرمز ضرر اقتصادی نمی کند و برخلاف ایران که باید ابتدا باید تکلیف مسئله تنگه هرمز و محاصره دریایی آمریکا را روشن کند، آنها اولویت را به موضوع غنی سازی و 400 کیلوگرم اورانیوم ایران میدهند.
دلفی اضافه میکند که بسته شدن تنگه هرمز بیشتر هزینههایی برای اروپا و کشورهایی مثل چین خواهد داشت؛ حدود ۳۰ درصد از منابع انرژی چینیها از خلیج فارس و از طریق عبور از تنگه هرمز تأمین میشود؛ بنابراین آنها وضعیت کنونی را نمیپذیرند.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز با ابوالقاسم دلفی را در ادامه بخوانید؛
****
* آقای دلفی! کشور در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» قرار دارد و یک بلاتکلیفی بر اقتصاد و حکمرانی سایه انداخته. اول اینکه این وضعیت را چطور تحلیل میکنید و راه برونرفت از آن را چه میدانید؟
وضعیت فعلی وضعیت آتشبس است، دیگر وضعیت «نه جنگ و نه صلح» که نیست. آتشبس یعنی اینکه دو طرف تفاهم کردهاند روی آتشبس؛ حالا ولو اینکه این آتشبس با اشکالاتی یا نواقصی برقرار است، اما علیالاصول جنگی در کار نیست و بر اساس شرایط پایان جنگ، وضعیت فعلی استقرار یافته است.
مذاکرات هم در جریان است؛ مذاکراتی که بهصورت غیرمستقیم از طریق واسطهها دارد رد و بدل میشود. آقای عراقچی دو بار سفر کرده و پیامها رد و بدل شده است. بنابراین مکانیسم فعلی این است که آتشبس برقرار شده و مذاکراتی برای رسیدن دو طرف به تفاهم در حال انجام است. آنچه در فضای مجازی دیده میشود، هم بخشی از انعکاس مذاکرات است.
موضوع اصلی مذاکرات برای آمریکاییها، همانطور که ترامپ به دفعات گفته، موضوع هستهای و عدم دسترسی ایران به سلاح هسته ای است. آنها میگویند اگر ما در مذاکرات روی این موضوع به تفاهم برسیم، مشکل حل میشود.
از طرف دیگر، ما معتقدیم قبل از اینکه به مذاکرات هستهای برسیم، مشکل دیگری وجود دارد و آن موضوع تنگه هرمز و محاصره آمریکاییهاست. لذا الان گره کار اینجاست که ما میخواهیم آمریکاییها محاصره را بردارند، تنگه به شرایط عادی برگردد و درگیریها در بعضی نقاطی که به آن حساسیم، از جمله لبنان، متوقف شود. بنابراین آنچه که به عنوان پایه تفاهم در شرایط فعلی باید به آن دست پیدا کنیم این است که مسئله هستهای موکول شود به بعد از رفع محاصره تنگه و توقف کامل جنگ در تمام جبههها. اما آمریکاییها خیلی به این مسئله رضایت نمیدهند و معتقدند که همهچیز باید در بحث هستهای حل شود و تکلیف موضوع غنیسازی و آن ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد روشن شود.
اما الان تنگه هرمز وضعیت عادی ندارد. دنیا دارد به این نتیجه میرسد که باید به یک فشار یا تدبیر دیگری برای باز شدن تنگه هرمز بیندیشد. چند روز پیش بحثی در شورای امنیت سازمان ملل مطرح شد و کشورهای خلیج فارس دست به ابتکاری زدند و آمریکاییها را قانع کردند که قطعنامهای برای باز شدن تنگه تهیه کنند. اینکه این قطعنامه بتواند رأی بیاورد، به دلیل ریاست چین بر شورای امنیت، محل بحث است؛ با این حال آقای عراقچی به پکن سفر کرد.
عراقچی باید زودتر به چین سفر میکرد
* این سفر در حالی انجام شده که ترامپ در آستانه سفر به چین است. فکر میکنید بتواند گرهای از مذاکرات کنونی باز کند؟
این سفر قبل از سفر هفته آینده ترامپ به پکن انجام شده و سفر مهمی است؛ بهخاطر اینکه بعد از عقب افتادن سفر اول آقای ترامپ به پکن، موضوع سفر فعلیاش به احتمال بسیار زیاد بحث ما، بحث تنگه و بحث جنگ ایران و آمریکا خواهد بود که در دستور کار ترامپ و شی رئیسجمهور چین قرار خواهد گرفت.
نکته دیگر این است که در یکی دو ماه اخیر، بنسلمان و بنزاید هم هر دو به پکن سفر کردند و چینیها را ترغیب کردند که علیه ایران موضع گیری کند. به این ترتیب، سفر عراقچی بسیار لازم بود و حتی باید زودتر انجام میشد و انتظار میرفت سفر به مسکو هم در ادامه سفر به پکن انجام شود؛ چراکه چینیها خود را در جنگ اخیر یکی از حامیان ایران یا همموضع با ایران میدانند. اما به هرحال آقای عراقچی به مسکو سفر کرد و سفر به چین در این مقطع انجام شد.
فرق چینیها و روسها این است که چینیها قطعاً به آقای عراقچی با شی رئیسجمهور چین ملاقات نخواهند داد. ما باید تدبیری اتخاذ میکردیم که سطح سفر را جایی میرساندیم که در این مقطع حتماً با آقای شی ملاقاتی داشته باشیم؛ چراکه بههرحال شی با ترامپ ملاقات خواهد کرد و توجیه شخصی ایشان در قبال مواضع ما بسیار ضروری و حیاتی بود. با این حال، رفتن آقای عراقچی در غیاب سطح بالاتری از وزیر خارجه، غنیمتی بود که انجام شد.

* عملکرد و مواضع چینیها در جنگ اخیر را چطور ارزیابی میکنید؟
در ارتباط با تنگه هرمز، چینیها همراه با پاکستانیها پیشنهادی چهار مادهای برای توقف درگیریها دادند. موضعشان در مورد جنگ و درگیریها این بود که وضعیت تنگه هرمز باید به شرایط قبل از جنگ برگردد. به عبارت دیگر، چینیها هیچگونه تغییری در وضعیت تنگه هرمز را نمیپذیرند. حدود ۳۰ درصد از منابع انرژی چینیها از خلیج فارس و از طریق عبور از تنگه هرمز تأمین میشود؛ لذا هرگونه تغییری در شرایط تنگه میتواند منابع انرژیشان را تحت تأثیر قرار دهد و رسماً هم اعلام کردهاند که این مسئله را نمیپذیرند.
البته این موضوع، با موضعی که ما داریم در قبال تنگه اعمال میکنیم و میخواهیم تردد در تنگه تحت شرایط جدیدی مدیریت شود، بسیار متفاوت است. بنابراین، باید چینیها را طوری مدیریت کنیم که مخصوصاً در بحثهای مربوط به شورای امنیت و موضوع تأمین انرژی در کنارمان قرار بگیرند.
آمریکا از بسته بودن تنگه هرمز ضرر نمیکنند؛ اروپا، چین، ژاپن و کره متضرر میشوند
نکته دیگر اینکه برداشتها این است که از بسته بودن تنگه هرمز و عدم عبور و مرور انرژی و کالا آمریکاییها از نظر اقتصادی خیلی متضرر نمیشوند. در مقابل، چینیها، اروپاییها، ژاپنیها و کرهایها هستند که از نرسیدن انرژی و عدم صادرات کالاهایشان دارند ضرر میکنند. بنابراین، آمریکاییها خیلی از این وضعیت ناراحت هم نیستند؛ چرا که شروع به صادرات نفت خودشان کرده اند تا جای خالی بازارهای نفت را پر کنند. آنها برنامهریزی کردهاند چاههای نفتی که برای سالها بسته بود را برای استخراج و صادرات باز کنند. قیمت نفت هم به رقمهای خوبی رسیده است. بنابراین اگر نفت خلیج فارس صادر نشود، آمریکاییها بدشان نمیآید.
در مجموع، وضعیت فعلی ما به گونهای است که اگر مدیریت و اشرافمان بر تنگه هرمز به نقطهای برسد که از یک اهرم «بازدارندگی» به «امتیازدهی مستمر» تبدیل شود، ما از نظر تأمین منافع ملی خود دچار مشکل خواهیم شد. لذا در تصمیمگیریها در مورد آینده تنگه و چگونگی باز و بسته بودن و تردد عادی نفتکشها باید حواسمان به این نکته باشد.
آمریکاییها دنبال روشن کردن تکلیف غنیسازی و 400 کیلوگرم اورانیوم ایران هستند
* آکسیوس مدعی شده ایران و آمریکا به یادداشت تفاهم نزدیک میشوند؛ اما اختلاف بر سر زمان توقف غنیسازی است. ایران پنج سال را پیشنهاد داده، آمریکا گفته ۲۰ سال و حالا پیشنهاد دوره ۱۲ تا ۱۵ ساله مطرح است. البته تصمیمگیران اعلام کردهاند هنوز ایران به جمعبندی نرسیده است. از طرف دیگر ترامپ هم حرف های متناقضی میزند. «اگر با ایران توافق نکنیم، دوباره بمباران را شروع میکنیم»، اما الان مطلب دیگری از او دیدم که گفته «ممکن است توافق با ایران قبل از سفر به چین حاصل بشود و بهزودی به این توافق دست پیدا کنیم.» شما چه تحلیلی دارید؟
آنچه که در میز مذاکرات یا تبادل پیامها بین ما و آمریکا دارد میگذرد، علیالاصول به این معنی است که ما داریم شرایط خودمان را اعلام میکنیم، آمریکاییها هم شرایط خودشان را اعلام میکنند تا به یک نقطه تعادل برسیم؛ اما هنوز به نقطه تعادل نرسیدهایم.
آمریکاییها به دنبال این هستند که بحث غنیسازی و موضوع آن ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم روشن بشود. تا زمانی که این تکلیف روشن نشود، بنابر گفته آقای ترامپ و بقیه تیم مذاکرهکننده، مذاکرات به سرانجام قطعی نخواهد رسید.
از طرف دیگر، وضعیت ما به اینگونه است که میگوییم قبل از اینکه به بحث غنیسازی برسیم، باید بحث تنگه و محاصره تنگه روشن بشود. لذا آنچه که در رسانهها و افکار عمومی میگذرد چه اظهارات ترامپ و چه اظهارات ما در رسانههای خودمان حواشی است که دارد متن را تحت تأثیر قرار میدهد.
مهم این است که فشارهای بینالمللی و شرایط بینالمللی ما بهگونهای باشد که آمریکاییها را مجاب کند تا در درجه اول موضوع محاصره، باز شدن تنگه و توقف جنگ در جبهههای مختلف را قبل از ورود به موضوع هستهای در دستور کار قرار دهند. اگر به این مسئله برسیم بقیه بخشها هم قابل طرح خواهد بود. این موضوعی است که حتماً آقای ترامپ در سفرش به پکن از آن بهرهبرداری خواهد کرد تا ما را مجاب کند که اول بحث هستهای را مشخص کنیم.
چین در موضوع هستهای با ایران همراه نیست
میدانید که چینیها در موضوع هستهای خیلی با ما همراه نیستند؛ یعنی از اول هم در موضوع غنیسازی با ما همراهی نمیکردند و حتی در مذاکرات برجام هم با ما همراه نبودند. آنچه که میتواند چینیها را با ما بیشتر همراه کند بحث تنگه هرمز است. باید وضعیتی برای چینیها به وجود بیاوریم که بتوانند در مذاکرات با آمریکاییها، آنها را به سمتی ببرند که در آنچه ما دنبالش هستیم به تفاهم برسیم.بنابراین سفر آقای عراقچی و سفر آقای ترامپ به پکن، دو اتفاق مهم است که تأثیرات خودش را در روند مذاکرات و چگونگی تفاهم بین ما و آمریکا، در روزها و آینده نزدیک بهخوبی نشان خواهد داد.
امارات در جنگ 40 روزه بد عمل کرد؛ آنها نگران ایران قوی هستند
* در چند روز گذشته حملاتی به امارات انجام شد که ایران اعلام کرد در آن نقشی نداشته اما اماراتیها ایران را متهم میکنند. وضعیت ایران و امارات را چطور ارزیابی میکنید؟
اماراتیها در جنگ خیلی بد عمل کردند. در طول دورانی که ما با آمریکاییها درگیر بودیم، امکانات خودشان و وضعیتی را که در امارات داشتند، در کنار آمریکاییها و در اختیار آنها قرار دادند و علیه ما بودند.
اماراتیها از تفاهماتی که ممکن است ما با آمریکاییها به دست بیاوریم بهشدت نگراناند. در یک کلام، اماراتیها همان دلنگرانیهایی را دارند که اسرائیلیها دارند؛ بهخاطر اینکه اگر ما و آمریکاییها به تفاهم برسیم، آنها متضرر خواهند شد. آنها نگران این هستند که در منطقه با یک ایران قوی مواجه شوند. در چشمانداز بعدی که صلح و امنیت منطقه است، یک «ایرانِ قوی» که وضعیت متفاوت نسبت به قبل از جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه دارد، امارات را دچار مشکل خواهد کرد.بنابراین ترجیح آنها این است که وضعیتی به وجود بیاورند که دوباره جنگ بشود، دوباره تشنج در منطقه به وجود بیاید و آمریکا وارد جنگ بشود؛ همان هدفی که اسرائیلیها به دنبالش هستند.
البته اماراتیها مشکل دیگری هم دارند و آن روابطشان با عربستان است. به گمان اماراتیها، ما با عربستان هم داریم تفاهماتی میکنیم و این تفاهمات نه در منطقه و نه خارج از منطقه به نفع امارات نخواهد بود. لذا مجموعه تحلیل اماراتیها این است که صلح و گفتوگو و آرامش در روابط با آمریکا، منافع آنها را تأمین نمیکند. ضمن اینکه آمریکاییها هم در شرایط فعلی خیلی به دلنگرانیهای امارات توجهی نمیکنند و مشکلشان، حل وضعیت پیچیدهای است که خودشان در منطقه با ما روبهرو هستند.
بنابراین آنچه که در فضای مجازی و تبلیغات میبینید، بیشتر برای فراهمسازی زمینه روانی است تا آمریکاییها را وادار کنند بگویند ما وارد جنگ با امارات شدهایم و آمریکا به طرفداری از امارات وارد جنگ بشود. که بعید است این تدبیرِ امارات، سرانجام خوشی برای آنها داشته باشد.
احتمال درگیری مجدد در روزهای آینده بسیار کم است
* درگیری مجدد با خود آمریکا را چطور پیشبینی میکنید؟
تا زمانی که سفر ترامپ به چین انجام شود و وضعیتی که در شورای امنیت درباره قطعنامه خواهد بود مشخص شود، یعنی طی روزهای آینده، در کوتاهمدت امکان رفتن به سمت جنگ نظامی و آغاز مجدد درگیریها بعید است اتفاق بیفتد؛ مگر اینکه اسرائیلیها بتوانند کارهایی بکنند که ترامپ را مجدداً به مواضعِ قبل از جنگ ۴۰ روزه برگردانند.
ارسال نظر