ناسیونالیسم وارداتی در برابر ملیگرایی ارگانیک | مهری بهفر: ملیگرایی شاهنامه، همگرایانه، متواضع و ظریف است
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایبنا، نشست تخصصی «شب شاهنامه و ایران» با هدف واکاوی پیوند هویت ملی و حماسه حکیم توس، با حضور نصرالله مدقالچی، مهری بهفر، مریم طاهریمجد و علی دهباشی در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.
ناسیونالیسم وارداتی در برابر ملیگرایی ارگانیک
در این نشست، مهری بهفر به نقد دیدگاههای ناسیونالیستی مدرن و انطباق آنها بر شاهنامه پرداخت. متن این سخنان به شرح زیر است:
«موضوع من درباره ملیگرایی کهن، مستمر، منحصربهفرد، ارگانیک و طبیعی است که در شاهنامه ساخته میشود، فعلیت پیدا میکند و تا به امروز مرتب تکرار تجربه و فهم میشود. این «ما»ی نامنحصر ایرانی به این قوم یا آن قوم و این دین یا آن مذهب نیست. مای ایرانی که منحصر به مذهب یا قوم خاصی نیست، در شاهنامه بهوجود میآید. ما بودن ما، بهواسطه این روایتها ساخته میشود و نه اینکه یکبار فقط ساخته بشود و تمام شود؛ بلکه درطول تاریخ از هنگامی که فردوسی آن را تنظیم و تدوین فنی و هنری میکند تا به امروز مرتب تکرار تجربه و فهم میشد.
تصور مشترک ما از ایران اصلا مدیون همین روایتهاست تا برسیم به ابتدای قرن چهاردهم که در این موقع نظریههای سیاسی ناسیونالیستی و نظریههای چپ سیاسی وارد میشود. ناسیونالیسم وارداتی منویات میهنپرستانه خودش را میآورد و روی شاهنامه منطبق میکرد و دراینباره هم تبلیغ میکرد و هم اگر لازم میشد مصادره میکرد. دوز میهنپرستی که آن مدلی در شاهنامه نیست را با تبلیغ و تفسیر و حتی تحریف وارد کردند. بیتی که در ابتدای برنامه تکرار شد، متعلق به فردوسی نیست و تحریفِ همان میهنپرستی ناسیونالیستی است. ملکالشعرای بهار و مجتبی مینوی بارها درباره آن نوشتند، اما این تحریفها مثل یک فیلتر میان ما و شاهنامه فاصله انداخته است.
وی افزود: این جریانات مضر هستند؛ چرا که ملیگرایی کهن شاهنامه بهشدت همگرایانه، متواضع و ظریف است. هرگونه افزودنی وارداتی این تعادل را به هم میزند. تأکید بسیار به «امت» در مقابل «ملت» همین کار را میکند. وقتی خیلی زیاد به فارسی تأکید شود و نه آن شکل کاملاً طبیعی که در شاهنامه وجود دارد، اقوام دیگر این حس را خواهند داشت که شاهنامه مال آنها نیست. درحالیکه در شاهنامه کلمات ترکی، سریانی، یونانی و عربی هست و هیچگونه ایدئولوژی برای حذف آنها وجود نداشته است. فردوسی بر زبان فارسی مسلط بود و اگر میخواست کلمات را حذف میکرد، اما نکرد؛ پس رویکردش همگرایانه است.
این شاهنامه پژوه تاکید کرد: فردوسی در عصر تعصب دینی شاهنامه را گفت، اما باعث نشد کسی که مسلمان است بگوید این به من مربوط نمیشود. ملیگرایی کهن همه را با خودش نگه میداشت. در بین قطبهای متضاد نگرشهای سیاسی روز، شاهنامه لنگریست برای ما. هر چیز افزودنی این تعادل را میتواند به هم بزند و احساس واگرایی بدهد. زبان فارسی شاهنامه ایدئولوژیک نیست و اراده معطوف به پاکسازی زبانهای دیگر را ندارد. اگر این کلمات در عصر فردوسی کاربرد داشته، او به کار برده بدون اینکه بگوید نه نگویید بهکار نبرید. اما در قرن چهاردهم ما ایدئولوژی پاکسازی زبانی داریم که مثلاً نباید بگویم سلام و حتماً بگویم درود؛ چنین چیزی در شاهنامه وجود ندارد.

ارسال نظر