2 راهکار محافظت از سرمایه در شرایط جنگی | شوک در انتظار بازارهای خودرو، مسکن و طلاست | فریب تبلیغات فضای مجازی را نخورید
به گزارش اقتصادنیوز، همزمان با تشدید تنشهای منطقهای و تداوم وضعیت مبهم «نه جنگ و نه توافق»، بازارهای مالی ایران در معرض نوساناتی قرار گرفتهاند که تحلیل چشمانداز آنها را پیچیدهتر از گذشته کرده است. در چنین فضایی، رفتار بازار ارز، بورس و طلا بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی و ریسکهای ژئوپلیتیک گره خورده و سناریوهای پیشروی اقتصاد کشور را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است.
در حالی که برخی نشانهها از تلاش برای مدیریت تنشها و پیشبرد مسیرهای دیپلماتیک حکایت دارد، از سوی دیگر احتمال بروز سناریوهای پرریسکتر همچنان پابرجاست؛ موضوعی که موجب شده فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران با احتیاط بیشتری تصمیمگیری کنند. افزایش نااطمینانی، شکلگیری انتظارات تورمی و نوسانات نرخ ارز، از جمله عواملی هستند که مسیر سایر بازارها را نیز تحت تأثیر قرار دادهاند.
اقتصادنیوز: یک تحلیلگر ارشد بازار سرمایه میگوید: تصمیمهای آنی در هیچ شرایطی، چه خوب و چه بد، جالب نیستند و اکنون شرایط دشوارتر است. تمرکز اصلی باید بر این باشد که تا ۶ ماه آینده دست به سرمایهگذاریهای بزرگ نزنیم، مگر در حوزه طلا و ارز.
در همین راستا، پیام الیاس کردی، کارشناس بازارهای مالی، در گفتوگویی با اقتصادنیوز به بررسی سناریوهای محتمل پیشروی اقتصاد ایران، وضعیت بازارها در کوتاهمدت و میانمدت، و همچنین راهکارهای مدیریت ریسک برای سرمایهگذاران پرداخته است.
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز را در ادامه میخوانید.
****
*با تداوم وضعیت «نه جنگ نه توافق» روند بازارها در هفتههای آینده را چطور میبینید؟
من بر این باورم که از این مقطع به بعد، ما با دو سناریوی اصلی مواجه هستیم و دیگر وضعیت «نه جنگ و نه توافق» با توجه به اینکه طرفین اهداف بسیار مهمی را از یکدیگر به گروگان گرفتهاند، عملاً تغییر یافته است. به نظر میرسد جمهوری اسلامی ایران به سراغ تنگه هرمز و تأثیر بر قیمت جهانی نفت رفته است؛ هرچند ممکن است قیمت نفت امروز افزایش نیابد، اما احتمال افزایش سرسامآور آن در ماههای آتی وجود دارد که این موضوع قطعاً مطلوب آمریکا نیست.
از سوی دیگر، ایران میداند که پیشروی محاصره دریایی آمریکا منجر به افزایش شدید فشار اقتصادی خواهد شد، مسئلهای که کشور تمایلی به تجربه آن در ماههای پیش رو ندارد.
این وضعیت گروکشی در حالی است که تلاشهای اخیر برای ایجاد جنگ ارادهها در تنگه هرمز مشاهده شد، اما به نظر میرسد با توجه به ضرورت پیشبرد مذاکرات، فعلاً از برخی اقدامات صرفنظر شده است. دلیل بنده برای مطرح کردن دو سناریو، میانجیگریهای در حال انجام توسط چین و روسیه میان ایران و آمریکا است.
سناریوی اول، «توافق حداقل در برابر حداقل» است؛ توافقی که مشابه برجام نیست و نباید انتظار داشت تمامی قفلهای اقتصادی را باز کند، بلکه توافقی است که در آن هر دو طرف به حداقلهای مورد نظر دست مییابند. در صورت تحقق این سناریو، بازارها ممکن است دچار یک شوک اولیه و هیجانی محدود (در حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد) در جهت ریزش شوند، چرا که اکثر بازارها در ایران موازی با بازار ارز حرکت میکنند.
شوک 20 درصدی در انتظار بازارهای خودرو، مسکن و طلا
بر این اساس، بازارهای خودرو، مسکن، طلا و سایر بخشها که مستقیماً با ارز در ارتباط هستند، این شوک ۲۰ درصدی را تجربه خواهند کرد. با این حال، با توجه به حجم نقدینگی، هزینههای بازسازی و هزینههای تحمیلی، و همچنین محدودیت روابط ارزی حتی در صورت توافق حداقل، رشد قیمت دلار تا پایان سال ادامه خواهد داشت.
اهداف قیمتی دلار بسته به سناریوهای مختلف میتواند از ۲۰۰ هزار تومان تا ۳۵۰ هزار تومان متغیر باشد، هرچند که این پیشبینیها باید بهصورت ماهانه و با توجه به شرایط روز بهروزرسانی شوند.
سناریوی دوم، وقوع یک «جنگ تمامعیار» در جنوب کشور، خلیجفارس و تنگه هرمز است. در این صورت، فرصتی برای تحلیلهای معمول باقی نمیماند؛ نه به این معنا که زمانی نیست، بلکه به این دلیل که وقتی جنگی آغاز میشود، شاید بتوان شروع آن را حدس زد، اما پایان آن غیرقابلپیشبینی است.
در این شرایط وارد فضایی میشویم که پیشبینی وقایع بسیار دشوار است. با این حال، در صورت وقوع جنگ، داراییهای فیزیکی پس از مدتی شرایط خاص خود را پیدا میکنند. اگرچه در زمان جنگ بازارها بسته میشوند و خریداران حضور ندارند و فروشندگان (اعم از حقیقی برای مخارج زندگی و حقوقی برای تعهدات مالی) با مشکل مواجه میشوند، اما دلار احتمالاً پس از یک افت اولیه ۲۰ تا ۳۰ درصدی (مشابه ابتدای جنگ در اسفندماه)، مجدداً به سمت اهدافی حتی بالاتر از مقادیر ذکر شده در سناریوی توافق حرکت خواهد کرد.
دلار روندی صعودی دارد و همانند توپی است که از ارتفاع رها شده باشد
*در روزهای اخیر شاهد نوسان بیشتری در قیمت ارز هستیم. آیا تقاضای جدیدی وارد بازار شده یا عامل دیگری موجب رشد قیمتها شده؟
من معتقدم این عوامل مبنای اصلی حرکت دلار نیستند. دلار روندی صعودی دارد و همانند توپی است که از ارتفاع رها شده باشد؛ این توپ میتواند بالا و پایین برود و مسیرهای گوناگونی را طی کند، اما در نهایت به هدف اصلی خود که هدف تورمی است، خواهد رسید. عواملی همچون اتفاقات خارجی، سیاستهای خارجی، مسائل نظامی، سیاستهای داخلی، حراجهای خودرو، قرعهکشیها یا وضعیت صندوقهای طلا، تنها میتوانند نوساناتی (نویز) در مسیر حرکت این توپ ایجاد کنند.
در نهایت، دلار به جایگاهی که باید برسد، خواهد رسید و این نوسانات مقطعی در بلندمدت تعیینکننده نیستند؛ لذا بنده به این نوسانات نگاه جدی ندارم چرا که مسیر اصلی قیمت بر اساس تورم و نقدینگی مشخص شده است.
*با نزدیک شدن به فصل انتشار گزارشهای سالانه شرکتهای بورسی و برگزاری مجامع، وضعیت گزارشدهی شرکتها را با توجه به تعطیلی معاملات بازار سهام چطور میبینید؟ آیا باید باز شدن بازار موکول به گزارشدهی جدید شود؟ پیششرطهای بازگشایی معاملات بورس چیست؟
پاسخ به این پرسش بسیار مفصل است و نیاز به مقدمهچینیهای تحلیل دارد، اما بهطور خلاصه باید گفت که ما در دو حوزه چالش داریم: یکی فضای مطلوب و دیگری اصلاحات ساختاری.
در حال حاضر انقدر پیشنیازها و نیازها زیاد است که شاید تصمیمگیری در این لحظه اهمیت بالایی نداشته باشد. ما نیازمند اصلاحات ساختاری جدی هستیم؛ برای مثال، هنوز دستورالعمل مشخصی نداریم که به سرمایهگذار بگوید در صورت وقوع جنگ، بازار تا چه زمانی (مثلاً تا چهارده روز پس از آتشبس) بسته خواهد ماند. نگاه ما متأسفانه «اتفاقمحور» است و نه «دستورالعملمحور» یا «قانونمحور».
با وجود اینکه دهههاست احتمال درگیریهای نظامی وجود داشته، اما آمادگی لازم برای تدوین پروتکلهای مشخص در این شرایط فراهم نشده است. در شرایط فعلی، اعتقاد بنده این است که در زمان جنگ بازار باید بسته میماند. همچنین دولت، علیرغم مشکلات مالی، باید مسئولیت حمایت از سرمایهگذاران را بپذیرد. در کشورهای توسعهیافته مانند ژاپن و آمریکا، هر زمان بازارهای مالی با بحران مواجه میشوند، دولتها خطوط اعتباری ویژهای برای حمایت از سرمایهگذاران فعال میکنند که این یک رویه طبیعی و ضروری است.
به سراغ داراییهایی بروید که پوششدهنده تورم هستند
*با توجه به شرایط فعلی، آیا میتوان استراتژی ترکیبی و کمریسکی برای سرمایهگذاری پیشنهاد داد؟ توصیه شما به سرمایهگذاران خرد برای پرهیز از تصمیمات هیجانی و محافظت از سرمایهشان چیست؟
پیش از هر چیز باید تاکید کنم که سرمایهگذاری یک امر کاملاً تخصصی است و نیاز به مشاور متخصص دارد. متأسفانه در جامعه ما به این موضوع توجه کافی نمیشود و همانطور که در مسائل سلامت یا خرید داراییهایی مثل خودرو و مسکن کمتر به کارشناس مراجعه میکنیم، در سرمایهگذاری نیز تمایل به مشاوره گرفتن پایین است.
توصیه بنده به افرادی که تخصص کافی ندارند این است که به سراغ داراییهایی بروند که اصطلاحاً پوششدهنده تورم هستند تا حداقل ارزش داراییشان حفظ شود. اما صادقانه باید بگویم در کشوری با تورم بالا، تقریباً همه بازنده هستند و سود واقعی به دست نمیآورند؛ لذا کسی نمیتواند ادعای برنده بودن مطلق داشته باشد.
فریب تبلیغات فضای مجازی که وعده ثروتمند شدن یکشبه را میدهند نخورید، چرا که این افراد اغلب تنها به دنبال کسب سود برای خودشان هستند. وقتی حال عمومی اقتصاد خوب نباشد، حال کسبوکارها و آحاد جامعه نیز خوب نخواهد بود.
بهعنوان راهکار نهایی، دو توصیه اصلی دارم: نخست، «تنوعبخشی به سبد دارایی» جهت کاهش ریسک، و دوم، انتخاب «داراییهای تورممحور» که همگام با تورم رشد کرده و از آن جا نمانند. اینها تنها راههای موجود برای محافظت از سرمایه در شرایط فعلی هستند.