گسترش «فقرِ پنهان» در ایران | ایمانی جاجرمی: با شکلگیری طبقه جدید فقرا روبهرو هستیم | تغییر در طبقه متوسط مشهود است
به گزارش اقتصادنیوز، مردم ایران در میان تهدیدات خارجی و بحرانهای اقتصادی گرفتار شدهاند. در این وضعیت، طبقه متوسط که روزگاری نمادی از ثبات و رشد اقتصادی بود، اکنون با پدیدهای به نام «فقر پنهان» دستوپنجه نرم میکند. این فقر، نه تنها در کاهش درآمدها بلکه در نابودی امید و آرزوها به چشم میآید. جامعه در حال گذار به یک وضعیت «تعلیق» است؛ جایی که تصمیمات فردی و اجتماعی به تأخیر میافتد و آیندهای نامشخص همه را درگیر کرده است. در این فضا، افراد نه تنها از لحاظ اقتصادی آسیب دیدهاند، بلکه از نظر روانی و اجتماعی نیز در دامی از بیهدفی و سردرگمی گرفتار شدهاند.
اقتصادنیوز:خیابانهای تهران این روزها پر شده از رانندگانی با خودروهای گرانقیمت که نه برای انتخاب، بلکه برای بقا کار میکنند.
حسین ایمانی جاجرمی، جامعهشناس شهری و استاد دانشگاه تهران، در گفتگو با اقتصادنیوز درباره تبعات اجتماعی بحرانهای اقتصادی و وضعیت طبقه متوسط ایران در شرایط کنونی توضیح میدهد. او به تحلیل تغییرات طبقاتی در کشور، افزایش وابستگی به کمکهای دولتی و تبعات روانی این بحرانها پرداخته و از نارضایتیهای اجتماعی و بحرانهای روانی که ممکن است در آینده بروز کند، سخن گفته است.
مشروح گفتگوی حسین ایمانی جاجرمی با اقتصادنیوز را بخوانید.
****
*آقای ایمانی جاجرمی، با توجه به شرایط کنونی کشور، جنگ و بحرانهای اقتصادی، وضعیت اجتماعی ایران را چهطور میبینید؟ این تغییرات، بهویژه در طبقه متوسط، چه تبعات اجتماعی میتواند به همراه داشته باشد؟
در حال حاضر، ایران در فضای تعلیق قرار دارد. جامعه برای پیشبرد اهداف فردی و اجتماعی خود نیاز به یک تصویر روشن از آینده دارد، اما این تصویر در شرایط کنونی وجود ندارد. تهدیدات خارجی و بحرانهای داخلی مثل تورم، کاهش قدرت خرید مردم، و سایر مشکلات اقتصادی باعث شده است که مردم در حالت توقف قرار بگیرند. در واقع، تصمیمات اقتصادی و اجتماعی افراد به تأخیر افتاده و بسیاری از مسائل در فضای تعلیق قرار دارند. در این وضعیت، نهتنها جامعه در سطح فردی بلکه در سطح کلان هم به تأمل نیاز دارد تا تصمیمات مهم خود را بر اساس ارزیابی شرایط فعلی بگیرد.
تغییرات طبقه متوسط و فقر پنهان در ایران
تغییرات در طبقه متوسط جامعه بیش از هر زمان دیگری مشهود است. بهویژه در شهرهای بزرگ، طبقه متوسط ممکن است از منظر درآمدی، سکونت و مصرف شباهت هایی با الگوهای زندگی طبقه فقیر پیدا کند. این تغییرات احتمالی تنها به کاهش درآمد محدود نمیشود بلکه تأثیرات عمیقی در ساختار اجتماعی خواهد داشت.
اگر وضعیت اقتصادی به همین منوال ادامه یابد و نسلهای بعدی طبقه متوسط نتوانند از امکاناتی مانند آموزش، بهداشت و مسکن مناسب بهرهمند شوند، سقوط طبقاتی برای آنها اجتنابناپذیر خواهد بود. این به معنای «نزول اجتماعی» است که موجب ایجاد شکافهای بیشتر در جامعه خواهد شد.
در شرایطی که طبقه متوسط نتواند برای فرزندان خود امکانات لازم را فراهم کند، ما با شکلگیری طبقه فقیر جدیدی در آینده روبهرو خواهیم شد که منشاء طبقه متوسطی دارد. بهطور کلی، این وضعیت بهویژه در شرایط بحرانی باعث از دست رفتن امید در بخش وسیعی از جامعه میشود.
آثار منفی بحرانها بر روانشناسی اجتماعی و اقتصادی
بحرانهای جنگ و تهدیدات خارجی علاوه بر اثرات اقتصادی، آثار روانی و اجتماعی شدیدی به همراه دارند. از یک سو، این بحرانها میتواند حس هویت ملی و تعلق اجتماعی را تقویت کند، زیرا مردم در برابر تهدیدات خارجی بیشتر به هم میپیوندند. این احساس همبستگی ممکن است در کوتاهمدت بهطور مثبت بر جامعه اثر بگذارد. اما در عین حال، این بحرانها اثرات منفی زیادی بر سلامت روانی و اجتماعی افراد دارند. با افزایش فشارهای اقتصادی و اجتماعی و در شرایط نبود تمهید سیاستی برای رفع آن ها، بروز خشونتهای اجتماعی، نارضایتی و حتی بزهکاری بیشتر میشود. به همین دلیل، لازم است که سیاستهای اجتماعی برای کاهش آسیبهای روانی و تقویت تابآوری اجتماعی اتخاذ شود.
یکی از نکات جالبی که در گزارش اخیر UNDP مشاهده کردم، تحلیلی بود که دنیای اقتصاد به آن پرداخته است. این گزارش به بررسی تأثیرات جنگ بر ایران و کشورهای منطقه خلیج فارس پرداخته است. بر اساس این گزارش که تنها 26 روز از جنگ اخیر را مبنای تحلیل خود گذاشته و برپایه برآوردهایی که انجام داده به این نتیجه رسیده که این مدت زمان کوتاه، تقریباً یک سال تا یک و نیم سال از توسعه انسانی ایران را به تأخیر انداخته است. به عبارت دیگر، جنگ با تاثیراتی چون کاهش درآمد ملی سرانه، اختلال در نظام آموزشی و افزایش مرگومیر در نهایت کیفیت کلی زندگی مردم را دچار خسران میکند.
این وضعیت به ویژه نگرانکننده است، چون ایران از دهه 1990 تا کنون جزو کشورهای در حال رشد با شاخص توسعه انسانی بالا بوده است. اگر روند توسعه ادامه مییافت، ایران میتوانست به گروه کشورهای با توسعه انسانی بسیار بالا بپیوندد. اما حالا با تأثیرات جنگ، یک سناریوی UNDP (برنامه پیشرفت و توسعه ملل متحد) این است که پیشرفت کشور متوقف شده و ایران به عقب برگشته است. این نشاندهنده تأثیرات شدید و نگرانکننده جنگ بر توسعه انسانی است که باید به آن توجه ویژهای شود.
وابستگی به کمکهای دولتی: بحران پنهان در ایران
*با توجه به افزایش چشمگیر جمعیت یارانهبگیران در آمارهای جدید و وابستگی فزاینده به کمکهای دولتی، به نظر شما این روند چه پیامدهایی برای آینده اقتصادی و اجتماعی ایران خواهد داشت؟
با توجه به افزایش چشمگیر قیمتها، تعداد قابل توجهی از مردم دیگر قادر به خرید کالاهای اساسی مانند گوشت و برنج نیستند و این اقلام عملاً از سبد تغذیهشان حذف شده است. این موضوع باعث افزایش تعداد دریافت کنندگان کالابرگ در ماههای اخیر در کشور شده است. طبق آمار موجود، تعداد این افراد از 71 میلیون و 500 هزار نفر به 86 میلیون و 900 هزار نفر رسیده است. جالب توجه این است که 98 درصد از این افراد از کالا برگهای خود استفاده کردهاند.
این افزایش وابستگی به کمکهای دولتی پیامدهای منفی زیادی دارد. از یکسو، دولت مجبور است بخش زیادی از منابع خود را صرف پرداخت یارانهها و کمکهای تغذیهای کند، در حالی که این منابع میتوانست صرف پروژههای عمرانی و توسعهای کشور شود. بهویژه بودجههای مربوط به حوزههای آموزش، بهداشت و نوآوری تحت فشار قرار میگیرد و کاهش مییابد.
از سوی دیگر، این وابستگی به کمکهای دولتی ممکن است حس استقلال و تلاش فردی را تضعیف کند و باعث ایجاد یک احساس وابستگی همیشگی به دولت شود. در نهایت، این روند میتواند منجر به کاهش انگیزههای اقتصادی و اجتماعی و حتی مشکلات روانی در جامعه گردد. افزایش جمعیت تحت پوشش حمایتهای دولتی، بهویژه در شرایط کنونی و در صورت تداوم، نشاندهنده احتمال یک بحران عمیق اجتماعی است که نیازمند توجه فوری است.
اقتصادنیوز: برای شروع یک زندگی حداقلی در ایران، باید از سد هزینههای میلیاردی گذشت. در چنین شرایطی، ازدواج بیش از آنکه انتخاب باشد، آزمون توان مالی است.
راهکارهای بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی در ایران
*برای بهبود وضعیت اقتصادی و کاهش وابستگی به کمکهای دولتی، چه راهکارهایی پیشنهاد میکنید؟
ابتدا باید توجه داشت که سیاستهای کنونی باید موقت و اضطراری باشند و در بلندمدت باید راهکارهایی برای احیای اقتصاد و ایجاد فرصتهای شغلی برای مردم اندیشیده شود. دولت باید برنامههایی را برای بازسازی زیرساختهای اقتصادی و کاهش وابستگی به یارانهها پیاده کند.
همچنین تقویت سرمایه اجتماعی و تشکلهای محلی میتواند به مردم کمک کند تا در شرایط بحرانی از یکدیگر حمایت کنند. در جنگ اخیر در برخی محلهها مانند اکباتان و امیرآباد شمالی، شاهد ابتکارات مردمی بودهایم که افراد بهطور خودجوش امکانات مورد نیاز خود را تأمین کردهاند. این گونه ابتکارات میتواند بهعنوان یک الگو در سطح کشور گسترش یابد و به تقویت تابآوری اجتماعی کمک کند.
اقتصادنیوز: حداقلی زندگی کردن هم دیگر «حداقل» نیست؛ وقتی حتی در سادهترین و فشردهترین شکل ممکنِ هزینهکرد، دخل و خرج به زحمت به هم میرسد، زندگی نه با رفاه، بلکه با حذف، تعویق و اضطراب پیش میرود.
اهمیت تقویت تشکلهای محلی و جامعهمحور در دوران بحران
*چگونه میتوان ابتکارات محلی را در دیگر مناطق گسترش داد؟
ابتکارات محلی در دوران بحران بسیار مهم هستند. در بلوک 2 شهرک اکباتان، مردم بهطور خودجوش کپسولهای گاز خریدند و آشپزخانههای صحرایی آماده کردند تا در صورت بروز اختلال در تأمین انرژی، بتوانند به نیازهای محلی پاسخ دهند. در امیرآباد شمالی نیز مردم فضایی عمومی برای حمایت از یکدیگر ایجاد کردهاند. این مدلها باید در سراسر کشور گسترش یابند و در شرایط بحرانی، اهمیت کار گروهی و همبستگی محلی دوچندان میشود. علاوه بر این، دولت باید به این تشکلها کمک کند تا بتوانند بهطور مؤثرتر از نیازهای مردم در شرایط بحران پاسخ دهند.
اقتصادنیوز:سیدجواد میری معتقد است:« آنچه امروز در زندگی مردم بهصورت حذف تدریجی هزینهها دیده میشود، نشانه ورود اقتصاد ایران به فاز فقر خاموش و کوچکتر شدن مستمر بازار است.»
آینده نارضایتیها و اعتراضات اجتماعی در ایران
*با توجه به بحرانهای فعلی و تبعات آن، از نگاه شما آیا در آینده شاهد اعتراضات و نارضایتیهای اجتماعی خواهیم بود؟
در شرایط فعلی که کشور در معرض تهدیدات خارجی قرار دارد، بسیاری از اعتراضات اجتماعی به حالت تعلیق درآمدهاند. مردم بیشتر به حفظ منافع ملی و امنیت کشور فکر میکنند و در این مقطع مطالبات خود را کنار گذاشتهاند. اما با بازگشت به شرایط عادی و در صورت بی توجهی به مطالبات، به احتمال زیاد این نارضایتیها و اعتراضات دوباره بروز خواهند کرد.
بسیاری از مطالبات اقتصادی و اجتماعی که در حال حاضر بهخاطر بحرانهای جنگ و اقتصادی به تعویق افتاده، ریشههای عمیقی دارند که نیازمند توجه جدی از سوی سیاستگذاران هستند.
ارسال نظر